close
متخصص ارتودنسی
ربیع القلوب، و علمدار علم ویژه نامه میلاد فرخنده پیامبراکرم (ص)*✿* و امام صادق علیه السلام
آخرین مطالب

ربیع القلوب، و علمدار علم ویژه نامه میلاد فرخنده پیامبراکرم (ص)*✿* و امام صادق علیه السلام

ربیع القلوب، و علمدار علم ویژه نامه میلاد فرخنده پیامبراکرم (ص)*✿* و امام صادق علیه السلام

ای سپید بزرگ آیین! آمدی 
و دندان‏های سیاهی را در هم شکستی.
آمدی و آفتاب، باطن شکوهمندت را 
در آسمان نبوت، برای همیشه گستراند.
آمدی و طاق کسرای ظلم فرو ریخت.
آمدی و رودخانه ‏های تباهی، در بستر سیاهشان خشکیدند.
آمدی وبه یمن آمدنت آتشکده ‏ها 
به خاموشی تن دادند.
ای پیام ‏آور آسمان‏های وسیع! 
پرنده‏های دلمان را به تو سپرده‏ ایم 
و آیین سپیدت را عاشقانه به ترنم آمده ‏ایم.
نفس‏های زلالت که بر پنجره‏های زمین پاشید،
گلدان‏های یگانه ‏پرستی بر تاقچه‏ های جهان به گل نشست.
آمدی و رشته ‏های بت‏ پرستی، 
با دست‏های عادلت، پنبه شد. 
آمدی و کوچه‏ های تیره و تارمکه را
باران ستاره های نور فراگرفت.
بر تو درود
ای که میلادت، نقطه عطف خلقت است! 
بر تو درود که عشق، خود را با نام تو تجلی داد
و خلقت، بی وجود تو معنایی نداشت؛
ای بهترین خلق که پیامبران سلامت می کنند
و تو را سید خویش می خوانند؛ 
ای آن که خدا از نور خویش، تو را آفرید و بر تو 
سلام داد و جهانی را در رکاب تو گذاشت تا معلوم شود
که تاریخ انسان، چون تو نداشته و چون تو نمی آورد؛
و ای چراغ رها شده در پرواز!
تو، عاشقانه سرود زندگی در گوش خلق زمزمه کردی؛ 
بر تو درود!


پابه پای میلاد سبز اولین فرستاده
صدای قدسی اشراق، با عطر صلوات درآمیخته است.
تولد گل های محمدی، رویشی از مهتاب
را سر باغچه لحظه ها ریخته است.
زمین، حق دارد در خود نگنجد از این بشارت حجیم.
مژده امروز، چونان چشمه ای از امید، در همه جا جاری است.
کاخ های هراس، به خاکستر شومی خویش نشسته اند.
لرزه بر طاقت طاق کسرا افتاده است.
آتشکده فارس، مرده ای بیش نیست؛
مقابل خورشید لایزال حجاز.
نسیم بهاری، لابه لای درختان اندیشه وزیدن گرفته است.
قلم، با طرز دیگری از عشق روبه رو شده است. 
سلام است و جلوه های سپید در زمین، ترنم، رونق گرفته است.
صدای شادی و صلوات، به موازات خرد شدن بت های جاهلی، شنیده می شود. 
نیک خویی و پارسایی، به زوایای مختلف زندگی کشیده می شود. 
تکرارهای هوس آلود مشرکان، درهم شکسته می شود. 
عمری بود که رنج های بشر از بیهودگی زندگی، از شماره 
گذشته بود. سال ها زور و جهل، بندگان را 
در کام خویش فرو می کشید.
امروز اما، روز رهایی از یوغ تاریکی شب های یلدا است.
برخیزیم؛ ما نیز با نقل و صلوات، به استقبال امروز برویم!
محمدکاظم بدرالدین


قسم به اشهد ان لااله الا الله
تو آمدی که بگویی علی ولی الله
تو آمدی و ترحّم شدند دخترها
چقدر صاحب دختر شدند مادرها
تو آمدی و رعیّت شکوه عبد گرفت
بدین طریق چه آقا شدند نوکرها
خدای خوب به جای خدای چوب نشست
و با اذان تو بالا گرفت باورها
بگو: مدینه علمی، علی درآن است
بگو: که واجب عینی است حرمت درها
بریز شیره پیغمبری به کام حسین
که از حسین بیاید علی اکبرها
زمان گذشت زمان ظهور دیگر شد
حسین منی انا من حسین اکبر شد
هزار حضرت مریم کنیز مادر توست
تورا بس است همینکه بتول، دختر توست
به دختران فلان و فلان نیازی نیست
اگر خدیجه والامقام همسر توست
علی و فاطمه دو رحمت خداوندی
برای عالم دنیا و صبح محشر توست
به یک عروج تو جبرئیل از نفس افتاد
خبر نداشت که این تازه اوج یک پَر توست
به عرش رفتی و ماندی در آن تقّرب محض
خدا برابر تو یا علی برابر توست
تو با علی جریان ساز شیعه اید ، اما
شناسنامه ی شیعه به نام جعفر توست
ای سپید بزرگ آیین! آمدی 
و دندان‏های سیاهی را در هم شکستی.
آمدی و آفتاب، باطن شکوهمندت را 
در آسمان نبوت، برای همیشه گستراند.
آمدی و طاق کسرای ظلم فرو ریخت.
آمدی و رودخانه ‏های تباهی، در بستر سیاهشان خشکیدند.
آمدی وبه یمن آمدنت آتشکده ‏ها 
به خاموشی تن دادند.
ای پیام ‏آور آسمان‏های وسیع! 
پرنده‏های دلمان را به تو سپرده‏ ایم 
و آیین سپیدت را عاشقانه به ترنم آمده ‏ایم.
نفس‏های زلالت که بر پنجره‏های زمین پاشید،
گلدان‏های یگانه ‏پرستی بر تاقچه‏ های جهان به گل نشست.
آمدی و رشته ‏های بت‏ پرستی، 
با دست‏های عادلت، پنبه شد. 
آمدی و کوچه‏ های تیره و تارمکه را
باران ستاره های نور فراگرفت.


در منقبت خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص
"این شعر بدون نقطه است"
محمود مسلم ملاءک
امار مطاع در ممالک
هم سالک و هم سلوک و مسلوک..
او مالک و ماسواه مملوک
هرحکم که داد هر دل آگاه
سر لوحه ی حکم اسم الله
اسمی که در او دوای هر درد
اسمی که روای مرءه و مرد
اسمی که مراد آدم آمد
اسمی که سرود عالم آمد
سوداگر اگر در او دل آسود
سودا همه سود داردو سود
مر همدم کردگار عالم
کی هول و هراس دارد و هم
دل در حرم مطهر او
گل گردد هم معطر او
هر دل که ولای وصل دارد
همواره هوای وصل , دارد
موسی که هوای طور دارد
کی دل سر وصل حور دارد
دل داده کام سگ, مگس را
در وصل صمد رسد رصدگر
در اسم احد, رود سراسر
درگاه سحر, مراد سالک
دادار دهد علی مسالک
لوح دل آملی اواه
دارد صور ملاءک الله.
منبع:
(دیوان اشعار , مثنویات علامه حسن زاده ی آملی)
ولادت فرخنده و با سعادت اشرف الاوصیاء
خـاتم المـرسلیـن ؛ حبيـب الـه العــالميــن ؛
طبيب القلــوب المــومنيـن ؛ پيامبرعطوفت 
ورافــت و رحمـت ، حضــرت محمــد (ص)
 بر مسلمـانـان جهـان
و شیفتگان خاـدان عصمت و طهارت مبارك باد

علمدار علم
مثل بهار، ناگهان روی دست های ابدیت گل می کنی.
جهان، سراسر لبخند می شود. 
همه پیله ها، پروانه می شوند از شکوفه های لبخندت.
پرستوها، به آشیانه های مجاور نفس هایت بازمی گردند.
لبخندهایت را در هوا می پاشی تا درخت های باغچه را پر از شکوفه کنی.
گرمی نفس هایت، تن سردترین زمستان ها را می لرزاند.
تمام باغ ها به خودشان قول داده اند تا از بهار
آمدنت فاصله نگیرند. شاید دیگر هیچ زمستانی نتواند
باعث یخ زدن آوازهای آبیشان شود!
تمام دریچه ها در مهی از خوش بختی فرو رفته اند.
آغاز خواب جنگل های جهان، با گریه های شیرین کودکانه توست.
شهر آینه ها، زیبایی اش را وامدار چشم های زیبای توست.
باران، از جنس اشک های توست. سفر، از کفش های تو آغاز خواهد شد. 
تمام قلم های جهان، تشنه نشسته اند تا دریای بی کران
علومت را کلمه به کلمه و سطر به سطر منتشر کنند. 
جهانی از کلمات، بی قرار جاری شدن بر رودهای لب توانَد.
تمام چمدان های جامانده از سفر، بی قرار رسیدن
توانَد تا کتاب کتاب، دانشت را با آنها راهی کنی.
غبار آینه ها را فقط ایمان دست های تو می تواند بتکاند.
تویی که دره های فراموش شده را غرق باران می کنی
تا کبوتران سپید، در مه غوطه ور شوند و آبشارها، از
دوش صخره ها سرازیر و بهارها، تا بلندترین
قله های فرو رفته در ابر، شکوفه کنند.
آمدنت، زیباترین ترانه پرنده های خوش آواز خواهد شد.
قدم بر عرصه هستی بگذار، ای سراسر مهربانی که دنیا تشنه
دریای غوطه ور در سینه توست! 
جهان، آماده است تا زانوی ادب بزند در مکتب تشیع تو.
ای مقتدای شیعیان، ای علمدار علم!
درود بر تو که آمدن کودکانه ات، چشم های تنهاترین
پنجره ها را با آفتاب، آشنا خواهد کرد.
تویی که عشق و دین و علم و دوستی را
برای همیشه با شیعیان آشتی خواهی داد.
عباس محمدی


ای صادق آل پیامبر!
با بیانی بلیغ و کلامی فصیح، زبان رسای اسلام بودی.
با سخنانی حکیمانه، منطقی استوار و علمی سرشار
برگزیده روزگار بودی و بنده شایسته پروردگار!
تجسّم صبر و اخلاص بودی؛ چشمه جود و سخاوت
کوه حلم و بردباری، نام آور فراست و
شجاعت و جلوه هیبت و جلالت.
چهره فروزان اهل بیت بودی، و وارث علوم رسالت.
از سلاله پیامبران بودی؛ عطر و بوی پیامبر را 
می دادی و مهابت و شکوه او را داشتی!
ای خورشید مدینه دانش! کدام معلمی را می توان نام برد 
که به اندازه تو، تربیت یافته مکتب عترت داشته باشد؟
کدام حوزه است که شاگردیِ تو، بر سر درِ آن نقش نبسته است؟
کدام فقیه است که خوشه چین خرمن حدیث تو نیست؟

شبِ میلادِ و بر برگِ شقایق
نوشته نام زیبای تو صادق
رئیس مذهب پاکِ تشیّع
تو بر دل آشنا کردی حقایق
در آن گمراهیِ سختِ زمانه
ز تو تفسیر شد قرآن ناطق
اگر اکنون علی را دوست داریم
همه از زحمتت گردیده لایق
به هر بزم سؤالِ فقه و علمی
ز پاسخ‌های خود گشتی تو فائق
اگر ای پاسدار دین نبودی
کجا بود این همه عشق و علایق
بدان تا حشر ای شیخ الائمه
بوَد مدیون درسِ تو خلایق


عطر پر مخاطب دانش
تصنیف های عاشقانه ای از سمت مدینه می وزد.
خنده های انسان، با شمیمی از بهشت گره می خورد.
گلدان هایی از شعر، چیده می شود پیش چشمان لحظات.
نام «ششمین قرائت زیبایی» بر سر زبان های دانش افتاده است.
نام او چون نسیمی معطر، از کنار پل های عرفان می گذرد. 
با آمدنش، جان قلم تازه می شود؛
قلم هایی که به احادیث پرنورش دخیل می بندند.
باید اما پا به پای معرفت رفت تا او را دریافت!
باید همراه شد با زلال اندیشه.
دانشگاه او، از جنس دلاویزترین گل های بهاری است؛
والاترین رنگ پارسایی، از ساعات درس او بیرون می آید
و صدای مکتب بیداری، گوشه ای از بیانات اوست. 
امروز، حالت شعف به اندام آفرینش وارد شده که: 
شاهْ بیت غزل دانایی می آید. 
«مفضل» خوب می داند که با آمدنش، توحید نهفته در اشیا،
همهْ فهم می شود. آری! او که بیاید، همه واژه های قدسی
جاری می شوند در صفحات ایمان.
نفس های سبز دانش و ژرف کاوی، در فقه منتشر می شود.
لازم نیست گفته شود امثال «زراره» چند نفرند؛
معلوم است که دانش، خود، عطر پرمخاطب است.
او که بیاید، دل، به روایات جاویدش پیوند می خورد.
نگاه کن! جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله می آید.
محمدکاظم بدرالدین


صدای بال و پر جبرئیل می آید 
شب است و ماه به آغوش ایل می آید 
لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد 
که ساقی از طرف سلسبیل می آید 
نگاه آمنه از این به بعد می خندد
چرا که معجزه ای بی بدیل می آید
میلاد نبی اکرم صلی الله علیه و آله گرامی باد

صلی الله علیک یا مولا یا رسول الله 
از جام نگاه تو وضو خواهم کرد
بر کعبه ی چشمان تو رو خواهم کرد
آن روز که روز سخت رسوایی هاست
با نام تو کسب آبرو خواهم کرد
مبارک باد میلاد آخرین فرستاده خدای سرمد
محمد مصطفی صلوات علیه و آله و سلم

هفده ماه ربیع هست ومدینه غرق نور است
بهر میلاد پیمبر شهر در شادی وشور است
بیت مولا حضرت باقر چراغان است زین رو
همزمان ازبهر میلادی دگر غرق سرور است
حق عطا کرده پسر بر پنجمین ماه ولایت
وز طلوع ماه رویش آسمانها غرق نوراست
صلی الله علیک یا صادق آل طاها

السلام علیک یا مولانا یا یا جعفر بن محمد
جشن خدا بـه وسعت دنیا مبـارک است
تکرار عیـد دیگـر «طاهـا» مبـارک است
در لیلـــۀ ولادت پیغمبــــر عظیــــم
میـلاد علـم و دانش و تقوا مبارک است
صلی الله علیک یا صادق آل طاها

السلام علیک یا مولانا یا یا جعفر بن محمد
مدینه غرق صفا شد ز روی حضرت صادق
دمید عطر محمد ز بوی حضرت صادق
فروغ روی نبی را که مکه یافت در امشب
مدینه دیده دوباره ز روی حضرت صادق
صلی الله علیک یا صادق آل طاها
 
 
 

  وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی