close
متخصص ارتودنسی
ارسال شعر بهورز | علی اکبر فلاحی
آخرین مطالب

ارسال شعر بهورز | علی اکبر فلاحی

یک خانه ای در روستا، شد مرکز مهرو وفا 

هرجای آن نورخدا،از هر بدی گشته جدا 



هرخشت این زرخانه ام باصد دعا گشته بنا 

شالوده اش بر پاشده از قلب های باصفا 



این خانه ام چون مأمنی براهل ده گشته به پا 

تا که زهر درد و بلا با لطف حق گردد رها 



هر صبحگه من منتظر تا که ببینم روی دوست 

تا که گل سرخ دلم بر خود بگیرد بوی دوست 



یخچال تزریقات را هرروز با نام خدا 

بادقتی چک می کنم زیج حیات روستا 



بعدازکلر سنجی شده کارم شروع با شورو حال 

بادفترِ پیگیریِ روزانه بر طبق روال 



من بر گروه های هدف پیگیر می گردم دوان 

تا پیش گیری ها کنم هر غصه و هر درد جان 



یک مادری با بار گل آید به سوی خانه ام 

از نور او روشن شده این خانه و کاشانه ام 

یک پیر آید با عصا ،لرزان به امید شفا 

با قند و چربی مبتلا ،یارب تو دردش کن دوا 



در طرح مانا کودکی تب دار و بی حال آیدم 

بر طبق بوکلت دانمش دارو درمان بایدم 



بیماری واگیر را هرروز پیگیری کنم 

تا انتقالش برهمه جمله جلوگیری کنم 



آموزش مردم شده اولاترین اهداف من 

من از اهمش هرچه گویم کی ادا کردم سخن؟ 



کارمحیط و حرفه ای واجب تر از هر کارمن 

حفظ محیط روستا سرلوحۀ کردار من 



از کارو از کرد ارمن شد ریشه کن صد درد و غم 

تزریق واکسن های من صد درد بد را کرده کم 



طرح سما وهم سبا تازه ترین کار من است 

کی گفته ام این کارها یکباره سربار من است 



طرح جوانان کرده کارم را کمی سنگین ترش 

عیبی ندارد جان وتن کرده فدای آن سرش 



سامانۀ سیب آمده تا کارمن کمتر شود 

اما خودش باعث شده خاکی دگر بر سر شود 

القصه هر جا نکته ای هر جای این ده مشکلی 

از شیر مرغ و آدمی، هر قصه و درد دلی 



هر جا دلی آشفته شد،دربند غم ها بسته شد 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی