close
متخصص ارتودنسی
آبروی صبوری--- ویژه نامه وفات حضرت زینب علیها السلام
آخرین مطالب

آبروی صبوری--- ویژه نامه وفات حضرت زینب علیها السلام

آبروی صبوری--- ویژه نامه وفات حضرت زینب علیها السلام

زینب(س)، آبروی صبورى و آیت بزرگ ایستادن است 
و کدام مفسر و تفسیر به ژرفای بطن در بطن این آیت سترگ راه خواهد یافت.
اگر او نبود،‌چه کسی انگاره ناتوان بودن زن را از ذهن‌ها می‌شست؟ 
چه کسی توانایی و عظمت زن را چونان خورشید
بر پلک‌هایی که به کج‌بینی و کم‌بینی و بدبینی عادت کرده‌اند، می‌تاباند؟‌
حدیث دردهای زینب(س) را هیچ قلمی برنمی‌تابد. 
هیچ‌کس نیست که بی‌قراری اشک‌‌ها را در مرور 
غم‌های زینب(س) پشت پلک‌هایش تجربه نکند. 
هیچ عاطفه‌ای نیست که شنیدن 
آنچه بر زینب(س) رفت، طوفانی‌اش نکند.
سمیه سادات منصورى
شهادت جانسوز صدف دریای ایثار و عصمت،
پرورش یافته دامان ولایت
محبوب مصطفی(ص) و نور دیده مرتضی(ع) 
سکاندار کربلا و عطر خوش زهرا(س) و الگوی عفاف و پاکی را 
به راهیان عشق و شیفتگان راه سرخ شهادت تعزیت می گوییم.




ای گل بوستان ولایت! برخیز و بار دیگر علی وار علیه السلام
بر زلف اندیشه و سخن شانه بزن و آتش خطبه هایت 
را نیز بر خرمن یزیدیان زمان ما بزن.
ای مادر صبر و ای اساس عفاف!
برخیز و به جان بی رمق مسلمانان، با گوارای
کلام و عصاره پیامت، روحی تازه ببخش.
زینب، ای زبان علی در کام!
و ای استمرار ناله های زهرا در بیت الاحزان هستی!
برخیز و با ما سخن بگو
ای قهرمان داستان کربلا!
بر تن زخمی عدالت، مرهمی نِه و تیر نظم نوین جهانی 
را از پر و بال شکسته آزادی و انسانیت بیرون کش.
ای خواهر «تنهاترین سردار»!
می دانم که آسمان دلت در کنار حسن علیه السلام ، خون گریه کرد؛
ای شاه بیت غزل عارفانه و عاشقانه نینوا! 
بخوان که: کربلا می مرد اگر زینب نبود!

خداحافظ ای ام المصائب
خداحافظ، ای زخم های دلت یادگار نینوا!
دیگر امشب به مرور خاطرات سرخ پرپر 
شدن کبوتران نخواهی پرداخت؛ 
که تو نیز کبوترانه کوچ خواهی کرد تا 
به کاروان آسمانی حسین بپیوندی. 
زمین، چه عرصه تنگی برای پاره های دل فاطمه و علی بود! 
گرچه از همان روز که رأس حسین را بر نیزه ها بردند،
بهانه های زندگی ات، به پایان رسیده بود.
مگر گل های چیده وجودت ای ام المصائب، 
چقدر می توانستند در آب دیدگانت، زندگی را ادامه دهند؟
از امشب، اشک های فراق یوسف تو، بر دامن پیراهن
خونینشسرریز خواهد شد و زمینیان، داغدار 
جای خالی تو خواهند بود.
رزیتا نعمتی


خداحافظ، کربلایی خاتون!
خدا حافظ ای پنجاه و... این همه سال در بدری!
خدا حافظ ای پنجاه و... این همه سال شبانه های زخمی!
خداحافظ ای پنجاه و... این همه سال خستگی ممتد!
خداحافظ ای تا ابد چلّه نشین کربلا، پرستوی زخمی خانه به دوش!
و خدا حافظ ای خاتون غم ها، زبان ناطقه بنی هاشم، 
کانون وفا، حیدر ثانی، ای ام المصائب، زینب!...
امشب را سبک تر سفر می کند و سنگینی بار رسالت
خود را بر شانه های زمین می سپارد؛
آن سان که از آن موقع، شانه های زمین، در هر بهاری زخم
بر می دارد و از دل زمین، گل های سرخ رنگ می روید.
لاله، پلاک رنگین کربلاست و رسالت زینب، رساندن
کربلا به مقصد است.لاله، دل پاره پاره شبگرد نینواست. 
لاله، دل خون شده زینب است.
بگذر ای مرگ برادر بر دوش
بگذر ای درد سراسر بر دوش
بگذر ای کرب و بلایی خاتون
سینه زخمی مادر بر دوش
بگذر ای مردتر از هر کوفی
بگذر ای پرچم حیدر بر دوش.
مژده باد تو را، زینب! 
که دیگر فردایی نیست، این شام غریبان آخرینِ تو
را که کوفیان، خاکستر بر سرت بریزند و بر 
اشک های جانسوز کودکان، نیشخند بزنند.
مژده بادت که دیگر، زنان قبیله تاریکی، 
بر مظلومیتت کِل نمی کشند!
خاتون!
دیگر راحت شدی و غم فردا را نمی خوری که سر خورشید 
را بر نیزه ها ببینی و از سوز جگر، سر بر محمل بکوبی.
خانم!
نمی دانم که این دریای صبر را از کدامین آب 
حیات سر کشیده ای که صبر هم در مقابلت زانو زد.
اما سرانجام بعد از پنجاه و چند سال، مقنعه مشکینی را از
سرت برداشتی و با لباس سفید به خانه ابدی ات رفتی.
ابراهیم قبله آرباطان


زینب کبری(س) به دنیا آمده بود
تا صبر و شکیبایی را از حضور 
خویش شرمسار کند. 
آه از نماز شب نشسته 
و قامت نا گهان خمیده ! 
آه از موی سپید یک شبه 
!...آه از دل زینب ! 
آه،ای ام المصائب، 
تمام داغ‌ها و سوگ‌ها، 
در حضور مصیبت‌های تو 
رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند. 
تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند 
و تمام کربلا بر زینب(س) 
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

سیاه پوش تواَم.
نامت را می نویسم و بزرگی ات، تمام تنم را می لرزاند.
نامت را می نویسم و صبرت را تاب نمی آورم.
لابه لای روزهای خاکستری اندوهت، آنچنان فرو می شکنم
که حتی خویش را فراموش می کنم.
بانو!بیابان، دنبال گام های استوارت، سال هاست که از
تاریخ، روبه روی صبر عظیمت به زانو درآمده است.
کربلا، چراغ در دست راه افتاده است.
بانو! تاریخ، بر جاده های تاریک خویش، همچنان می تازد
و تو سربلند ایستاده ای با اندوهان سرشارت.
بانو!ثانیه ها برایت قدم به قدم رنج آورده اند 
و تو، قدم به قدم صبر کرده ای.
چشم های زمان، همچنان از خوابی سنگین می سوزد؛
رنجی که سال ها تو را تنها به صبوری شناخت.
بر کتف های گسترده آسمان، ملائک، پیکرت را آرام آرام می برند
.فریادهایی شکسته، دهان هایی عزادار، خاک در هم می پیچد،
گلدسته های دمشق، چشم به راه کبوتران زایر تواند.
شهر، در اندوه تناور خویش پیچیده است.
نامت را می نویسم و انگشت هایم بوی بال های
سوخته شاپرکان غریب می گیرد.
نامت را می نویسم و چشم هایم می سوزند.
نامت را می نویسم و می گریم.
بانو!تو را با بزرگی ات، تو را با صبرت، تو را با اندوهی
که سال ها در سینه داشتی و دم نزدی، تو را تنها با تمام
وجودم ـ همین چشم های ناچیز ـ اشک می ریزم.
حمیده رضایی


السّلام ای زینب ای معنای عشق
السّلام ای رتبه والای عشق
السّلام ای اسوه صبر و ثبات
السّلام ای روشنی بخش حیات
السّلام ای عزم ورأی استوار
السّلام ای مرتضی را یادگار
السّلام ای رهرو راه حسین
السّلام ای جانِ آگاه حسین
السّلام ای زینب ای جان صبور
السّلام ای در همه غم ها شَکور
ای بلند آوازه عزّت مدار
ای مِهین بانوی مُلکِ افتخار
ای که نام اقدست باشد قرین
با بهار گریه شورآفرین
هرکجا نام تو آید بر زبان
اشک می جوشد به استقبال آن
صاعد اصفهانی

خداحافظ!
نفست بوی عبور گرفته است.
تکه های نگاهت را بر پرچین های سوخته شهر
گذاشته ای و رفته ای تا شهر، در شرم
دیرسال ناسپاسی آتش بگیرد.
خداحافظ!
تو و این اندوه سرشار، تو و این کوچه های
بی رحم، تو و سرشاری صبری شگفت.
خداحافظ!
نیستی؛ ولی طنین صدایت در دقیقه های
ویرانمان ستیهنده و سربلند است.
خداحافظ!
از خرابه های مالامال درد، صدایت را می شنویم؛ 
از ویرانی شب های تاریک اندوه
از لابه لای صفحات آشفته تاریخ.
صدایت را می شنویم از شام؛ شهر دوزخی
دسیسه ها؛آن گاه که مردانه، خطبه هایت 
دیوارهای کاخ را به لرزه می انداخت.
خداحافظ!
خاک بر فرق تاریخ؛
آنچنان که تو را آزرد!
کجاست شانه های استوارت که در اندوه برادر خمیدند؟
کجاست دست های سرشارت؛
همان پناهگاه امن شب های بی قراری کودک برادر؟
خداحافظ!
می روی و صدای مناجاتت، خواب خاک را می آشوبد.
می روی و شرمی سرشار در جان خاک چنگ می اندازد.
تو می روی و نامت بر جداره های غربت
صبورانه از دهان ملائک زمزمه می شود.
خداحافظ! 
از معابر نامهربان خاک گذشته ای و آسمان
روبه رویت آغوش گشوده است.
سوگوارانه عبور آرامت را ناآرام اشک می ریزم.
حمیده رضایی

زينب فرشته بود و پر خويش وا نكرد
اين كار را براى رضاى خدا نكرد
سيمرغ بود و جلوه بى انتها نكرد
پر مى‏ گشود اگر،همه را باد برده بود
وفات غریبانه ام المصائب حضرت زینب کبری
عقیله بنی هاشم تسلیت باد

صبر را مفهوم معنا زينب است
کعبه غمهای دنيا زينب است
چون حسين است آفتاب شهر عشق
ماهتاب عالم آرا زينب است
وفات جانسوز عقیلة العرب بر همگان تسلیت باد 

بار سنگین فراق عشق، پیرت کرده است
صبرت ای روح بصیرت! بی نظیرت کرده است
مثل دریا بودی اما در مسیر این سفر
تابش خورشید روی نی کویرت کرده است
وفات جانسوز حضرت زینب (س) بر همگان تسلیت باد 

بازهم روضه ی زینب همه جا ریخت بهم
حال و روز همه ی اهل سما ریخت بهم
بازهم پیرهنی را به سر و روش کشید
آسمان تیره شد و حال هوا ریخت بهم
وفات جانسوز ام المصائب، زینب کبری(س)تسلیت باد.


در عشق علامتی به جز زینب نیست
در صبر قیامتی به جز زینب نیست
آن جامه عصمتی که زهرا پوشید
زیبنده قامتی به جز زینب نیست
وفات جانگداز بانوی قهرمان کربلا، زینب کبری(س)تسلیت باد.


سرشارترین شعر خدایی؛ زینب
اسطورۀ طاقت و حیایی؛ زینب
تو زینت نقطه‌های بسم‌الله‌ وُ
تفسیر فصیح کربلایی؛ زینب
وفات شهادت گونه بانوی صبر و صلابت
حضرت زینب علیها السلام تسلیت باد

شهــادت زینــب کبـراست
صاحب عزا حضرت زهراست
اشک فراقش به دو عین است
قاتــل او داغ حسیــن اسـت
وفات غریبانه ام المصائب تسلیت باد

زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌ کند
یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌ کند
این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌ کند
رحلت جانسوز ام المصائب، زینب کبری(س)تسلیت باد.
 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz


مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی