close
متخصص ارتودنسی
یازدهمین چراغ، روشن شد*ミ✿ミ* ✿ ویژه نامه ولادت فرخنده امام حسن عسکری(ع)
آخرین مطالب

یازدهمین چراغ، روشن شد*ミ✿ミ* ✿ ویژه نامه ولادت فرخنده امام حسن عسکری(ع)

یازدهمین چراغ، روشن شد*ミ✿ミ* ✿ ویژه نامه ولادت فرخنده امام حسن عسکری(ع)

زمین را بیارایید و ثانیه ها را در عطر
شکوفه های عشق بپیچید.
هلهله کنید و پای بکوبید که اینک،
یازدهمین فصل کتاب شیعه،
با دست های سبز مردی از تبار ملکوت، 
ورق می خور د.
ولادت امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد.




تو سبزترینی به دیده من!
وقتی که می خواهم بر آینه یادها بوسه زنم
صبورانه و پرشکیب می آیی و بر بام بلند تاریخ می ایستی.
نسیم، نغمه محمدی می سراید تا طلوع تو را به خورشید مژده دهد. 
آفتاب هم چهره می پوشاند از شرم دیدار.
به شاعران می گویم تو را بسرایند؛ 
هیچ یک ابهت تو را بر نمی تابند و در ابتدای کلام در می مانند. 
شاعر سپیده دمان، از راه می رسد، بر دو زانوی ادب می نشیند.
کتاب نام نیکویت را ورق می زند. سوره «والشمسِ»
رویت را تلاوت می کند 
و به آیه «واللیلِ» گیسویت سوگند یاد می کند که 
سپیدتر از تو ندیده است. 
فجر هم که از راه می رسد، در برابر نور تو رنگ می بازد.
تو آن زیباترینی که در سپیده دمی روشن، به خاک، مفهومی آسمانی بخشیدی. 
سلام بر تو و بر آن دقایقی که از نام مقدّست معطّر شد.
سلام بر تو و بر آن دقایقی که به نماز ایستادی ای امام عسکری.


تو از فراسوی نور می آیی؛ تا همچنان، چشمه ساران امامت
جوشان باشد و تو یازدهمینِ آنان باشی. 
قلم آفریدگار، پیکره ات را به همراه زیبایی ظاهر و باطن، ترسیم کرد
و دلربایی و صورت و شکوه معنی را، یک جا در تو گرد آورد:
جمع صورت با چنین معنیّ ژرف 
نیست ممکن جز ز سلطانی شگرف
مِهر تو، چون خورشید، دوست و دشمن را فرا می گرفت
و نسیم وجودت، حتی کینه توزان را نیز نوازش می کرد.
شکوه تو که به رنگ خدا بود، دشمنانت را هم به فروتنی وامی داشت و
جلالت، بدخواهان را مرعوب خویش می ساخت. نه تنها دل های دوستان
که دل های دشمنان را هم ـ با آنکه به انکارت برخاسته بودند، ربودی.
آری، دل های آدمیان، چندان هم در اختیارشان نیست و هر جا که
با جمالی آسمانی روبه رو شوند، از کفشان برون می رود
و به نظاره آن زیبایی می پردازد.
یازدهمین امام! تو از جمله آن جمال های آسمانی بوده ای که 
در کنار دل های دوستان، دل های دشمنان نیز به تماشای تو می آمده
تو را تعظیم می کرده و بی اختیار، لب به ستایشت می گشوده اند.


مهربانا مهرباني كرده اي
خشت و گل را آسماني كرده اي
حكمت از دل دُرفشاني مي كند
با قلم قلبم تباني مي كند
چشم صحرا را مزيّن كرده اي
نور زهرا را مُبيَّن كرده اي
نُه فلك مجذوب يك دلدار ماند
هفت اقليم از هبوط يار ماند
آن زماني كه نه گِل نه آب بود
با تو نَه خورشيد نَه مهتاب بود
دستِ ذاتت هستِ مسطور آفريد
از صفاتت چارده نور آفريد
چار و دَه مبهوت يكديگر شدند
عَلَّم الاَسماء را از بَر شدند
نور واحد چارده تقسيم شد
سال و ماه و هفته ها ترسيم شد
چون نظر كردند بر حالات خويش
ذات را ديدند در مرآت خويش
تا مهّي ، هفته ، از اِعراب يافت
قصّة سبع مثاني باب يافت
تا دل افتد روز و شب در دامشان
ثبت شد ساعات هم بر نامشان
بوي گلهاي معطّر مي وزد
شنبه ها عطر محمد مي رسد
ياس و سُنبل هدية يكشنبه هاست
عطر زهرا و علي در جان ماست
گُل كند در هر دوشنبه نور عين
گاه از نور حسن گاهي حسين
هر سه شنبه مي وزد عطر سه گل
سين و ياء و صاد اندر هر سُبُل
چهار شنبه موسوي گردد فضا
از رضا و باب و دو ابن الرضا
مي شود لب تر ز جام عسگري
هر شب جمعه به نام عسگري
ذكر آب و ذكر باد و ذكر خاك
يا امام عسگري روحي فداك
دوستان محتاج لبخند تو اَند
جمع موجودات در بند تو اَند
اي زمان از بس ترا دارايي است
در زمين هنگام حُسن آرايي است
بايد اين احساس را اذعان كنم
آنچه استاد ازل گفت آن كنم
بايد از ساقي دلها دم زنم
تا در اين ميخانه در محكم زنم
آمد آن پشت و پناه شيعيان
شد جمال وجه رحماني عيان
او بود خورشيد كز نو سر زده
يا حسن در وجه اَحسَن آمده
بسكه او مجذوب در توحيد شد
ذره هم در پرتوش خورشيد شد
آمد آن محنت كش شادي فروش
تا كشد بار ولايت را به دوش
گرچه گردد ساكن تبعيدگاه
مي گشايد تا خدا بر شيعه راه
راز دار صُلب منصور است او
معني نورٌ علي نور است او
شيوه اش هنجار هاي معنوي است
سيره اش طرح قيام مهدوي است
هرچه گويم از سجايايش كم است
كن توسل حبل عشقش محكم است
تا گداي سامرايش مي شويم
بي گمان حاجت روايش مي شويم
سامرا گفتم دلم آمد به شور
جشن ميلاد است يا شورِ نشور
شيعه احساس غريبي مي كند
ذكر ادرك يا حبيبي مي كند
شاعر : محمود ژولیده

می پیچد عطر حضور فرشته ها، در دهان «مدینه النبی».
کوچه های مدینه دوباره عطر یاس گرفته اند و صدای بال
فرشتگان،روی شانه های شهر جاری است.
خانه، خانه هادی امت است.
«حَسن»، به حُسن ازلی و تبسم نبوی، چشم می گشاید.
می آید تا تداوم بخش چشمه سارهای زلال زمزم پیامبر باشد.
می آید تا وام دار کرامت و احسان حسنی باشد.
می آید تا شانه هایش، ادامه پرچم خونین حسینی باشد.
می آید تا تداوم سجده های طولانی سجاد(ع) باشد.
تا وارث بلاغت علوم باقری باشد.
تا مدرس منابر «حکمت» صادقی و «مذهب» جعفری باشد.
تا تداعی رنج های دیرینه امام کاظم و اینه بی بدیل صبر و استقامت باشد.
تا طلیعه غربت و همدم تنهایی رضوی باشد.
می آید تا سینه اش مالامال از جود و سخاوت امام جواد(ع)
و دست هایش، نشانه های نورانی هدایت امت 
موحد باشد که از پدر به ارث برده است.
می آید تا چلچراغ عشق و سکان کشتی دین را به دست
کسی بسپارد که از صلب مطهر او خواهد آمد.
مرضیه رضائیان


شیعیان مژده كه از پرده برون یار آمد 
عسكرى پورنقى مظهر دادار آمد
گشت از كان كرم گوهر پاكى ظاهر 
ز صدف آن دُر تابنده به بازار آمد
شد تولد ز سلیل آن مه تابنده حق 
سامره از قدمش جنت الانهار آمد
بهر مولود حسن پورنقى از دل عرش 
تهنیت باد ز خلاق، جهاندار آمد
با صفات احدى كرد تجلى به جهان 
نور چشم على و احمد مختار آمد
نام نیكوش حسن، خوى حسن، روى حسن 
باب مهدى زمان كاشف الاسرار آمد
حامى دین محمد (ص) متولد گردید 
عسكرى فخر زمن سرور و سالار آمد
فخر ملك دوسرا جان و دل اهل ولا 
خسرو هادى عشر رحمت غفار آمد
گشت از مقدم وى باغ ولایت خرم 
چون كه از گلشن دین آن گل بى خار آمد
خواست حق رحمت خود را برساند بر خلق 
صورتى ساخت كه با سیرت دادار آمد
نور او نور خدا بود به عالم تابید 
روى او شمع هُدى بود شب تار آمد
خُلق غفارى از او خُوى رحیمى ظاهر 
مظهر ذات خدا آن گل گلزار آمد




اماما! خورشید عدالت را تو پروریده ای.
مژده دیرپایی صالحان تویی. 
شکوه عارفانه ایمان تویی. 
این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه می ایستی
و به هیئتِ آن منجی می نگری که دست مهربانش همه
شمشیرهای ستم را می شکند و آفتاب وجودش، یخ تاریخ را آب می کند؛
هر رنگ تیره و تار را از چهره جهان می زداید و بر گیسوان
زمین گل برکت و عدالت و ایمان می زند. 
سلام بر تو و بر فرزندت حضرت موعود.
هم او که می آید تا خدا را تفسیر، عشق را تکثیر، و محبت را تقسیم کند. 
می آید تا به دادخواهی ستمدیدگان، بیرق عدالت را بر دوش گیرد. 
خورشید یازدهم! ما هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندت می رویم 
و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می کنیم و بر ضریح چشمانش 
دخیل می بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم. 
آری، عدالت، پاره ای از تن توست ـ ای امام عسکری ـ و جهان
لحظه شمار گل آرایی فرزند تو. 
اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب
بر تو و بر نایب بر حق آن غایب، سلامی بی کرانه نثار باد!


مژده بر اهل خرد باز به تن جان آمد
حجت یازدهم رحمت رحمان آمد
خلف پاک نبی زاده ی زهرای بتول
از گلستان علی نو گل خندان آمد
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. 


نام «حَسَن»، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می شود و این، مژده ای
است برای ما که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است. 
چیزی نمانده به سرزدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت.
از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می نشیند.
ولادت با سعادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. 

توی رویاهام صفای سامرا می بینم
روبروی اون ضریح شیش گوشه می شینم
الهی بیام تو سرداب مقدس بمونم
دعای فرج برا مهدی زهرا بخونم
ولادت با سعادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. 


پسر هادی شیعه گل سوسن آمد
نام نیکش حسن وحسن زاو آباد است
بو محمد،زکی وعسکری وابن رضاست
صاحب معجزه وعابد وهم سجاد است
ولادت با سعادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. 


زمین را بیارایید و ثانیه‌ها را در عطر شکوفه‌های عشق بپیچید.
هلهله کنید و دست بیافشانید که اینک، یازدهمین فصل کتاب شیعه
با دست‌های سبز مردی از تبار ملکوت، ورق می‏خورد. 
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. 

آن روضه ی مقدس و آن کعبه ی صفا
آن مرقد مطهر و آن قبله ی دعا
یا رب به طاعت حسن عسکری که کس
چون او امور حق به شرایط نکرد ادا
عمادالدین نصیمی
میلاد امام حسن عسکری ع بر آقا امام زمان عج
و همه محبان و شیعیان مبارک باد

می آید امروز؛ یازدهمین ستاره، یازدهمین ماه، امام ثانیه های سلوک، 
امام جبین بر افروخته ازجلای جان، از کثرت طاعت، از اوج خشوع. 
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. 


از آسمونا گل می باره
دستامون امشب به قنوته 
اگر که مست شراب کوثری
نفس بزن با نفس حیدری
بلند بگو خوش آمدی یا امام عسکری 
خوش آمدی یا امام عسکری 
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. 


تو آمدی و کوچه های مدینه را باران شکوفه پوشاند؛
آمدی و آینه ها، به پابوسی ات، آب های جهان رابه انعکاس 
برخاستند.آمدی، تو یازدهمین چراغ پرفروغ ولایت باشی. 
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. 

میلاد خجسته سیزدهمین معصوم
یازدهمین کشتی نجات امت 
حضرت امام حسن عسگری علیه السلام
برشیفتگان خاندان عصمت و طهارت
مبارک باد 

لجه ای از بحر فضائل پیشوای یازدهم :
قال الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْكَري (علیه السلام):
ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ، وَلا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ.
حقّ و حقيقت را هيچ صاحب مقام و عزيزي ترك و رها نكرد مگر آن كه ذليل و خوار گرديد،
همچنين هيچ شخصي حقّ را به اجراء در نياورد مگر آن كه عزيز و سربلند شده است.
(تحف العقول، ص 489)

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی