close
متخصص ارتودنسی
۩✿۩ روز اثبات عشق و تسلیم ۩✿۩ ۩✿۩ ویژه نامه عید فرخنده قربان ۩✿۩
آخرین مطالب

۩✿۩ روز اثبات عشق و تسلیم ۩✿۩ ۩✿۩ ویژه نامه عید فرخنده قربان ۩✿۩

۩✿۩ روز اثبات عشق و تسلیم ۩✿۩ ۩✿۩ ویژه نامه عید فرخنده قربان ۩✿۩
چه میعادگاه خلوت و زیبایی!
اسماعیل، در دست های اراده ابراهیم.
سر اسماعیل، در آغوش پدر و نگاه اسماعیل
نه به چشم های پدر، که به آن سوی ابرها و آسمان ها و
خدایی که چند لحظه بعدتر را بهتر از همه می دانست.
آن روز، نه گلوی اسماعیل بریده شد و نه ابراهیم
پدری را بر بندگی ترجیح داد. 
تنها رضایت و سرسپردگی به «او» بود که بیداد می کرد
پس به رسم نمایش سرفرازی و قبولی، گوسفندی ذبح شد.
از آن روز بزرگ و باشکوه تاکنون، جشن میعاد اسماعیل
و ابراهیم با فرمان پروردگار، هر سال و هر قربان، تکرار می شود
که جشن دلدادگی و شیدایی است و در دل ایمان مومنان دوست
آذین پرنشاط قرب و دیدار، بسته می شود.
مبارک باد!


روز عید قربان، روز جشن شرف انسان هاست؛
یعنی روزی که انسان به شرف عالی ترین درک خود می رسد
و در پرتو نور معرفت و شناسایی مبدأ اعلی عملاً دنیا را فدای
خدا کرده «متاع قلیل» را با «نعیم مقیم»معاوضه می کند. 
روزی است که انسان با پیروی از ابراهیم علیه السلام
و اسماعیل علیه السلام ، به جهانیان اعلام می دارد
او حیوانی دوپا نیست که تنها همّ و غمّش خور و خواب
و خشم و شهوت باشد، بلکه موجودی بسیار عالی
و دارای استعدادی شگفت است 
و می تواند در دامن تربیت وحی و نبوت پیغمبران و مردان
آسمانی، به جایی برسد که دل به خدای سبحان داده
و در راه او از جان خود و عزیزترین کسانش نیز بگذرد.
در روز عید قربان به منظور ارائه این استعداد شگرف 
روحی، شایسته است انسان جشن شرف بگیرد و
ارزش بسیار عالی انسانیت را به جهانیان بنمایاند. 



چرخ زدم چه ناگاه ، نور شدم چه آسان
روح من از مدینه ست ، خاك من ازخراسان
کیست برابر من ؟ آن سوی مشعر من
کشته ی آن نگاهم در شب عید قربان
سنگ بزن كه در من آينه اي برويد
سنگ بزن كه در من شور گرفته شيطان
نذر دلم كن امشب سلسله الذهب را
چيست به غير زنجير سلسله هاي عرفان
دف بزنيد امشب ، با دل من بچرخيد
عقل بگو بچرخد ، عشق بگو بچرخان
اين تب ليله القدر يا تب عيد اضحي ست
اين شب عيد فطر است يا شب عيد قربان ؟
علیرضا قزوه 



عید قربان، عید پاک سازی دل است.
با سر بریدن قربانی، تمام هواهای نفسانی را 
سر می بریمو از هر آنچه غیر خداست جدا
می شویم و چشم امید از غیر او بر می داریم.
آن هنگام که قربانی خویش را ذبح می کنیم
در حقیقت گلوی دیو طمع را می بریم.
در جبهه منا در میان خون و قربانی، دل به خدا داده و
از غیر او جدا می شویم و اعلام آمادگی می کنیم
که در هر جبهه دیگری نیز در راه خدا تا مرحله خون 
و نثار جان، خود را به پای حق قربانی می کنیم 
و از همه چیز می گذریم. 
به همگان اعلان می داریم که از خون و خونریزی
و کشتار نمی هراسیم؛ 
زیرا کسی که رو به خدا نماید و تسلیم اراده و اوامر
او شود و با عمل و نیکوکاری، محبت و علاقه و بندگی
حقیقی خود را به اثبات رساند، اجر و پاداشش نزد خداست


و چنین خطاب آسمانی بر منی طنین افکند:
ای ابراهیم! رها ساز اسماعیلت را تا صله ‏ی عطا در دامن وفای تو نهم ... .
«منی» مسلخ عشق است؛ سرزمین طاعت و بندگی و «قربان»، تجسم 
سر تسلیم به فرمان دوست نهادن؛ بی‏هیچ چون و چرا.
مگر نه این‏که هر که گفت عاشق است و معشوق، جان شیرین
از او طلب کند، بی‏درنگ دریغ نخواهد کرد؟ 
خلیل هم سر به فرمان حبیب، از جان شیرین ترش را، همه‏ ی
تعلقات و دلخوشی‏هایش به این پهنه‏ ی خاکی را در طبق
اخلاص، قربانی پیشگاه محبوب یکتایش می‏کند.
هنوز هم شنیده می‏شود صدای ملایک، که مبهوت، چشم به زمین دوخته ‏اند. 
یا رب! چه می‏شود ابراهیم را؟ 
این خنجر تیز، حنجره‏ی اسماعیل، نور دیدگانش
را خواهد درید! اسماعیل، یگانه فرزند دلبندش!
و این بار ابراهیم عاشقی است که زنجیرهای تعلق را از پای
روح بلندش، باز کرد و بذر تردید را از خاک دل برچید. 
صبورانه، از دل، رشته‏ ی مهر پدری را گسست و 
دشنه‏ای تیز در دست، مهیای قربانی شد؛ بازگرداندن امانتی که
روزگاری نه چندان دور، به وی عطا گردیده بود. 
«قربان» عید ابراهیم است و ابراهیمی شدن، دل از بند 
تعلقات بریدن و به دوست ملحق شدن. «قربان»، عید عاشقان است
و عید قلب‏هایی که خلوتگه محبوب یکتاست.


اي تو جان نوبهاران، خوش رسيدي، خوش رسيدي!
اي تو شور آبشاران، خوش رسيدي، خوش رسيدي!
اي شراب آسماني، اي طلوع مهرباني
با تو شد خورشيد خندان، خوش رسيدي، خوش رسيدي!
اي که نامت گشته ذکر هر دم جان و روانم
اي شفاي درد پنهان، خوش رسيدي، خوش رسيدي!
آمدي چون ماه تازه، تيغ بر کف، خنده بر لب
آمدي اي عيد قربان! خوش رسيدي، خوش رسيدي!
آمدي چون سيلْ جوشان ، بي‌خبر، ناگه، خروشان
تا کني اين خانه ويران، خوش رسيدي، خوش رسيدي!
خانه‌ي عقل زبون را، عقل سرد تيره‌گون را
کرده‌اي با خاک يکسان، خوش رسيدي، خوش رسيدي!
شعر مي‌جوشد ز من، پيوسته هر شب، هر سحرگه
از تو شد اين چشمه جوشان، خوش رسيدي، خوش رسيدي!


نردبان تقرب 
عيد قربان، عيد تسليم است و تعظيم شعاير الهى.
از «اين حيوانات كه قربانى مى‏ كنيد، نه گوشت و خونشان
كه تقواى شما به خدا مى‏ رسد».
قربانى كردن، نماد شكرگزارى است و نماد خاكسارى 
و ره‏سپارى با دين حنيف ابراهيم عليه‏ السلام 
قربانى كردن، نماد انفاق است؛ انفاق عزيزترين‏ها و بهترين‏ها؛
كه «لَن تَنالُوا البِرَّ حتَّى تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون»؛ نشانه ‏اى است 
براى نشان دادن بندگى و «هم‏صدا با حلق اسماعيل» نواى اطاعت سر دادن.
قربانى كردن، نردبان تقرب است و ذره شدن تا اوج... تا ملكوت...
چاقو زير گلوى «حرص» نهادن است و ريختن خون «بخل»؛
دل از تيرگى‏ ها شستن است و تن سپردن به پاكى آب‏هاى طهارت...
آن روز، ابراهيم در كنار آبى ‏ترين تصور رسالت خويش، به نمايشى 
سرخ فراخوانده مى ‏شد. آنجا صحنه رقابت آسمان با زمين بود
و او بايد ميان اسماعيل و پروردگارش، يكى را بر مى ‏گزيد. 
محبوب ابراهيم، تحفه‏ اى از او خواسته است؛
هديه ‏اى به نازكى حلق مبارك اسماعيل و اراده‏ اى 
به استحكام تيزترين شمشيرها.
اينجا نقطه رويارويى همه انسان با شيطان است؛ 
اين عيد قربان است؛ 
عيدى كه در آن، توحيد ابراهيم، در دو راهى انتخابى سخت مى ‏ايستد 
و ملائك، نفس‏ها را براى تماشا حبس مى ‏كنند.


عید قربان، روز اثبات عشق و تسلیم است ؛
روزی که انسان در برابر معشوق، خود و همه چیز را فدا می کند 
و تعبد و پرستش خدا را آن گونه که شایسته است
به معرض دید همگان می گذارد.
در این روز به گونه ای شایسته عمل می کنیم 
تا ابراهیم و اسماعیل وار از آزمایش و امتحان به در آییم.
آن گونه تسلیم امر حق می گردیم و تمام وجود و
هستی خویش را تقدیم حق تعالی می نماییم که پاداش نیکوی
وعده داده شده را از خداوند سبحان دریافت کنیم.
در این روز با شکوه، خاطره عشق و ایثار 
حضرت ابراهیم علیه السلام و اسماعیل علیه السلام
و هاجر علیهاالسلام را تجدید می نماییم
و نشان می دهیم که عشق و ایمان ما ،در چه مرتبه ای
و آرزوی وصل در چه حدی است و تا چه اندازه به تعبد و تسلیم رسیده ایم. 

.
عید قربان است یـا عیـد عنایـات خداست
عید عشق و عیـد ایثار و مناجات و دعاست
ذات حق با میهمـانانش گرفتـه جشن عیـد
مرکـز ایـن جشـن نورانـی بیابـان منـاست
هر کجا رو آوریم و هـر طرف چشم افکنیم
خیمـۀ حجـاج بیـت‌الله پیش چشـم ماست
نـور از هر خیمـه می‌تابـد بـه بـام آسمـان
خیمه‌ها بیت‌الله و اشک و مناجات و دعاست
حاجیـان دارنـد بـر سـر شـوق ذبح گوسفند
قصد هر یک کشتن دیو هوس، گرگ هواست
ای خوش آن حاجی که در آن سرزمین کرده وقوف
خوش‌تر آن حاجی که جای او در آغوش خداست
جان من قربان آن حاجی کـه زیـر خیمه‌ها
چشم او گریان به یـاد خیمه‌های کربلاست
پیش‌تر از دید چشمم خیمه می‌آید به چشم
ای منا پاسخ بده، پس خیمۀ مهدی کجاست؟
حاجیان در هر نفس دارند از هم این سؤال
پس کدامین خیمه‌گاه مهدی موعود ماست
این صدای گریۀ مهدی است می‌آید به گوش؛
یا صـدای نالۀ «‌العفـو» ختم‌الانبیـاست؟
نالـۀ جانسـوز «یــااللهِ» ختـم‌المـرسلین؛
یا صـدای گریـۀ شوق علی مرتضـاست؟
یا امـام مجتبا صـورت نهـاده بـر زمین؛
یـا نـوای آسمـان‌سـوز قتیل نینـواست؟
یکطرف آمـاده ابـراهیم، بـر ذبـح پسـر
یکطرف تسلیم، اسماعیل از بهـر فداست
جان من قربـان آن حاجی که قربانگاه او
گاه نهـر علقمـه، گـه در کنـار قتلگاست
جان من قربان آن حاجی که ذبح حجّ او
طفل شیـر و نوجوان و پیرمرد پارساست
حاجیان سر می‌تراشند و عـزیز فـاطمه
در منای دوست می‌بینم سرش از تن جداست
جان من قربان آن حاجی که در صحرای خون
هـم قتیـل‌الاشقیـا و هـم ذبیـحٌ بالقفـاست
جان من قربان آن حاجی که بعد از بذل جان
سر به نوک نـی، تنش پامـال سمّ اسبهاست
جان من قربان آن حاجی که در این حجّ خون
ـروۀ او قتلگـاه او، صفـا طـشت طـلاست
گریه کن «میثم» بر آن حاجی که اجر حجّ او
گاه سنگ و گه سنان، گه تیغ، گه تیرِ جفاست 


عید قربان عید پاک ترین عیدها است
عید سر سپردگی و بندگی است.
عید بر آمدن انسانی نو 
از خاکسترهای خویشتن خویش است.
عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است
که به قرب الهی رسیده اند.
این عید مبارک


بندگی کن تاکه سلطانت کنند
تن رها کن تا همه جانت کنند
سر بنه در کف ، برو در کوى دوست
تا چو اسماعیل ، قربانت کنند
بگذر از فرزند و مال و جان خویش
تا خلیل الله دورانت کنند
عید عابدان و صالحان مبارک باد


عید قربان است یـا عیـد عنایـات خداست
عید عشق و عیـد ایثار و مناجات و دعاست
ذات حق با میهمـانانش گرفتـه جشن عیـد
مرکـز ایـن جشـن نورانـی بیابـان منـاست
عید عابدان و صالحان مبارک باد


ای تو جان نوبهاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
ای تو شور آبشاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
آمدی چون ماه تازه، تیغ بر کف، خنده بر لب
آمدی ای عید قربان! خوش رسیدی، خوش رسیدی!
روز اطاعت و بندگی محض مبارک باد


در مکـه بـرای خویش حـاجی نشوی
جـز زائـر دکـــــان و حــراجـی نشوی
بر روی خـــداوند بزن بوســــــه که تو
با بوسه به روی کعبه حاجی نشوی
عید عابدان و صالحان مبارک باد


عید قربان به حقیقت زخداوند کریم
آفتابی به شـب ظلمت انسان آمد 
جمله دلهاچو کویری ست پر از فصل عطش 
بر کویـر دل ما نعمت باران آمد
عید سعید قربان مبارک


عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش، با قربانى و صدقات و احسانش، بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است .
عید تان مبارکخدایی باشید


خدا را چونکه مهمانی کنم من
تقاضــاهای پنهــــانی کنم مـن
که شاید با مدد هـــــای الهی
تمــــام نفـس قربانی کنـم من
عید عابدان و صالحان مبارک باد


ایـن عیــــد خـــدا کند خــــدایـی باشیم
دور از شب و شیطان و سیاهی باشیم
باشـــــد که در این هـــــــزاره ی تاریکی
نـــورانـی انــوار الـهــــــــی باشــــیــــم
عید عابدان و صالحان مبارک باد


الإمام زین العابدین علیه السلام 
ـ مِن دُعائِهِ یَومَ الأَضحى ویَومَ الجُمُعَةِ ـ :
اللّهُمَّ هذا یَومٌ مُبارَكٌ مَیمونٌ ، وَالمُسلِمونَ فیهِ مُجتَمِعونَ فی أقطارِ أرضِكَ 
یَشهَدُ السّائِلُ مِنهُم وَالطّالِبُ وَالرّاغِبُ وَالرّاهِبُ ، وأنتَ النّاظِرُ فی حَوائِجِهِم . 
امام زین العابدین علیه السلام ـ در ضمن دعایش در روز عید قربان و روز جمعه ـ : 
پروردگارا! این روز، روزى بابركت و خجسته است و مسلمانان در این روز
از اطراف زمین تو گرد آمده اند. خواهنده ، جوینده ، امیدوار و بیمناك
همه حاضرند و تو، به نیازهایشان مى نگرى.
کتاب «خیر و برکت از نگاه قرآن و حدیث» ، صفحه 519 

وبلاگ سلام بهورز salambehvarz.rozblog.com 

لینک ارسال مطالب و دیگر فایلها به کانال رسمی سلام بهورزtelegram.me/jabervasileh 

به کانال رسمی سلام بهورز بپیوندیدtelegram.me/salambehvarz

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی